جنبش سبز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
نمونه ای از ادبیات جنگلی جنبش سبز
در 16 آذر

دانلود کلیپ تصویری
مستقیم یا غیر مستقیم
شادی روح امام و شهدا صلوات
اگر بسيجى نبود !!!!!!!!!!!!!!!!11
اگر بسيجى نبود ناموست اينجا نبود

دانلود کلیپ تصویری
مستقیم یا غیر مستقیم
مرگ بر ديكتاتور مخملى
دانلود کلیپ تصویری
مستقیم یا غیر مستقیم
شادی روح امام و شهدا صلوات
گزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون
خب، اينها ايجاد فتنه ميكند؛ يعنى فضا را فضاى غبارآلود ميكند. شعار طرفدارى از قانون ميدهند، عمل صريحاً بر خلاف قانون انجام ميدهند. شعار طرفدارى از امام ميدهند، بعد كارى ميكنند كه در عرصهى طرفداران آنها، يك چنين گناه بزرگى انجام بگيرد؛ به امام اهانت بشود، به عكس امام اهانت بشود. اين، كار كمى نيست؛ كار كوچكى نيست. دشمنان از اين كار خيلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نيست، تحليل هم ميكنند. بر اساس آن تحليل، تصميم ميگيرند؛ بر اساس آن تصميم، عمل ميكنند؛ تشويق ميشوند عليه مصالح ملى، عليه ملت ايران. اينجا آن چيزى كه مشكل را ايجاد ميكند، همان فريب، همان غبارآلودگى فضا و همان چيزى است كه در بيان اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) هست: «و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان فهنالك يستولى الشّيطان على اوليائه»؛(13) يك كلمهى حق را با يك كلمهى باطل مخلوط ميكنند، حق بر اولياء حق مشتبه ميشود. اينجاست كه روشنگرى، شاخص معيّن كردن، مايز معيّن كردن، معنا پيدا ميكند.
آن كسى كه براى انقلاب، براى امام، براى اسلام كار ميكند، بمجردى كه ببيند حرف او، حركت او موجب شده است كه يك جهتگيرىاى عليه اين اصول به وجود بيايد، فوراً متنبه ميشود. چرا متنبه نميشوند؟ وقتى شنفتند كه از اصلىترين شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف ميشود، بايد به خود بيايند؛ بايد بفهمند كه دارند راه را غلط ميروند، اشتباه ميكنند؛ بايد تبرى كنند. وقتى مىبينند در روز قدس كه براى دفاع از فلسطين و عليه رژيم غاصب صهيونيست است، به نفع رژيم غاصب صهيونيست و عليه فلسطين شعار داده ميشود، بايد متنبه بشوند، بايد خودشان را بكشند كنار، بگويند نه نه، ما با اين جريان نيستيم. وقتى مىبينند سران ظلم و استكبار عالم از اينها حمايت ميكنند، رؤساى آمريكا و فرانسه و انگليس و اينهائى كه مظهر ظلمند - هم در زمان كنونى، هم در دورهى تاريخىِ صد سال و دويست سالهى تا حالا - دارند از اينها حمايت ميكنند، بايد بفهمند يك جاى كارشان عيب دارد؛ بايد متنبه بشوند. وقتى مىبينند همهى آدمهاى فاسد، سلطنتطلب، از اينها حمايت ميكند، تودهاى از اينها حمايت ميكند، رقاص و مطرب فرارى از كشور از اينها حمايت ميكند، بايد متنبه بشوند، بايد چشمشان باز بشود، بايد بفهمند؛ بفهمند كه كارشان يك عيبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگويند نه، ما نميخواهيم حمايت شما را. چرا رودربايستى ميكنند؟ آيا ميشود با بهانهى عقلانيت، اين حقايق روشن را نديده گرفت، كه ما عقلانيت بخرج ميدهيم! اين عقلانيت است كه دشمنان اين ملت و دشمنان اين كشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما كف و سوت بزنند، شما هم همين طور خوشتان بيايد، دل خوش كنيد؛ اين عقلانيت است؟! اين نقطهى مقابل عقل است. عقل اين است كه بمجردى كه ديديد برخلاف آن مبانىاى كه شما ادعايش را ميكنيد، چيزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بكشيد كنار، بگوئيد نه نه نه، ما نيستيم؛ بمجردى كه ديديد به عكس امام اهانت شد، به جاى اينكه اصل قضيه را انكار كنيد، كار را محكوم كنيد؛ بالاتر از محكوم كردنِ كار، حقيقت كار را بفهميد، عمق كار را بفهميد؛ بفهميد كه دشمن چه جورى دارد برنامهريزى ميكند، چه ميخواهد، دنبال چيست؛ اين را بايد اين آقايان بفهمند. من تعجب ميكنم! كسانى كه اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از اين آقايان يك سيلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به بركت انقلاب اسم و رسمى پيدا كردند و همه چيزشان از انقلاب است، مىبينيد كه دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف كشيدند، خوشحالند، ميخندند؛ اينها را كه مىبينيد؟ به خود بيائيد، متوجه بشويد.
شما برادران سابق ما هستيد. اينها كسانى هستند كه بعضى از اينها، يك وقتى به خاطر طرفدارى از امام مورد اهانت هم قرار ميگرفتند. حالا ببينند كه كسانى كه به نام اينها شعار ميدهند، عكس اينها را روى دستشان ميگيرند، اسم اينها را با تجليل مىآورند، درست نقطهى مقابل، عليه امام و عليه انقلاب و عليه اسلام شعار ميدهند و روزهخورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، ميكنند؛ اينها را مىبينيد، خب، بكشيد كنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشكالى هم نتوانستند بر انتخابات بگيرند و ثابت كنند؛ حالا هى ادعا كردند، فرصت هم داده شد؛ گفتيم بيائيد، نشان بدهيد، ثابت كنيد؛ نتوانستند، نيامدند؛ تمام شد. پابندى به قانون اقتضاء ميكند كه انسان ولو اين رئيس جمهورى را كه انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بايستى در مقابل قانون، خضوع كند. خب، معلوم است هيچ كسى نميتواند بگويد اين كسى كه انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى كه انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ اين طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاك است، معيار است. چرا اينجورى ميشود؟ چرا؟ اين، هواى نفس است.
اينها مال امروز هم نيست. كسانى كه از اوائل انقلاب يادشان هست، ميدانند؛ بعضى بودند از ياران امام، از نزديكان امام در دههى اول انقلاب و در حال حيات امام، كه كارشان به مقابلهى با امام كشيد؛ كارشان به معارضهى با امام كشيد؛ ايستادند پاى اينكه امام را به زانو در بياورند و خطاى حركت امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات كنند؛ اما بعد زاويه پيدا كردند. خب، انقلاب اينها را مطرود كرد. كسانى كه از نزديكان امام بودند، از ياران امام بودند، كارشان كشيد به يا پناه بردن به دشمن، يا مواجه شدن با انقلاب، يا ضربه زدن به انقلاب. اينها بايد عبرت باشد براى همهى ما؛ بايد عبرت باشد؛ بايد بفهميم.
من هيچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداكثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى كأنه خودشان اصرار دارند بر اينكه از نظام فاصله بگيرند. يك اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - كه مبارزات انتخاباتى بود - يك عدهاى تبديل كردند به مبارزهى با نظام - البته اينها اقليتند، كوچكند؛ در مقابل عظمت ملت ايران صفرند، لكن به نام اينها شعار ميدهند، اينها هم دل خوش ميكنند به اين - اين بايد مايهى عبرت باشد. تبليغ بايد بتواند اين حقايق را براى مردم و براى خود آنها روشن بكند كه بفهمند دارند خطا ميكنند و اشتباه ميكنند.
البته اين نظام، نظام الهى است؛ اين نظام، نظامى است كه خداى متعال لطف خود و حمايت خود را از اين نظام به مرات و كرات نشان داده است؛ تجربههاى ما از اول انقلاب همهاش همين را نشان ميدهد. ما اگر با خدا باشيم، خدا با ماست.اين كسانى كه و اين جهانخواران كه امروز در سطح بينالمللى با اين منطقهاى مغلوط و با اين منطقهاى مخدوش - كه اشاره كردم - ميخواهند دنيا را اداره بكنند و بر دنيا سيطره پيدا بكنند، مطمئناً به وسيلهى اين ملت و به وسيلهى ملتهاى مستقل، به حول و قوهى الهى تودهنى خواهند خورد. اينها نه اسلام را شناختند، نه اين ملت را شناختند، نه اين انقلاب را شناختند، نه امام راحل عظيمالشأن ما را شناختند؛ نميدانند با كى طرف شدهاند. اين ملت را هم نشناختند؛ اين ملت، ملت مقاومى است. جوانهاى ما جوانهائى هستند كه به معناى حقيقى كلمه از عمق جانشان تلاش ميكنند براى سعادت؛ سعادتى كه در اسلام هست. دانشجوهاى ما هم همين جورند؛ دانشجوهاى ما امروز جزو برترين دانشجوها هستند؛ نه فقط از لحاظ ذهن و علم، بلكه حتّى از لحاظ صفا، معنويت، ايمان؛ دانشجوهاى ما خيلى خوبند. توى همين قضايا هم بارها ديده شده؛ دانشگاه بسيار آزمايش خوبى داد. در همين قضايا نشان داد كه توى صحنه است، آگاه است، بيدار است. هرچه هم اين ارتباط حوزه و دانشگاه، اين پيوند حوزه و دانشگاه بيشتر بشود، اين معنويت، اين روحيات، بيشتر خواهد شد.
ما البته درخواستمان از مردم اين است: در اين قضاياى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه عليه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگين شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت كردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لكن آرامششان را حفظ كنند. از دانشجوها هم ما همين درخواست را داريم: آرامش را حفظ كنيد. اين كسانى كه در مقابل شما قرار دارند، اينها كسانى نيستند كه ريشهاى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت اين ملت و عظمت اين انقلاب، مقاومت كنند؛ نه. با آرامش؛ همه كار با آرامش. اگر يك وقتى لازم بشود، خود مسئولين، خود قانون و حافظان قانون، آنچه كه وظيفهشان باشد، انجام ميدهند. البته شناسائى كنند؛ خود دانشجوها موظفند در محيط دانشگاه، افرادى را كه منشأ فسادند، اينها را بشناسند و ديگران را آگاه كنند. اين خودش يك تبليغ درست و صحيحى است. آگاه كنند؛ بدانند ارتباطات اينها را، جهتگيرى اينها را؛ لكن همه كار با آرامش بايد انجام بگيرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگيرى مصلحت نيست؛ اين چيزى است كه دشمن ميخواهد. دشمن ميخواهد جامعه آرام نباشد. امنيت، مهم است. دشمنان امنيتِ مردم دوست دارند كه مردم در ناامنى زندگى كنند، ناراحت بشوند، كلافه بشوند، عصبانى بشوند؛ ما اين را نميخواهيم. ما ميخواهيم مردم زندگىشان، زندگى آرامى باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقيق خودش را بكند؛ صنعتگر، كشاورز، بازرگان، بتوانند همه كارشان را انجام بدهند. محيط دانشگاه هم بايد محيط امنى باشد؛ جوانهاى مردم توى اين مجموعهى دانشگاه جمعند، مردم ميخواهند جوانهاشان در محيط امنى باشند. اين كسانى كه محيط دانشگاه را با اين اغتشاشگرى ناامن ميكنند، با مردم مواجهاند، با مردم طرفند. البته دستگاههاى قانونى هم وظائفى دارند؛ بايد به اين وظائف عمل كنند.
بدانيد جوانان عزيز! طلاب عزيز! فضلاى جوان! بدانيد كه اين آيهى مباركه: «فامّا الزّبد فيذهب جفاء و امّا ما ينفع النّاس فيمكث فى الارض»،(14) امروز مصداق تام و تمامى در زمان شما دارد و اين را شما خواهيد ديد. به فضل الهى خواهيد ديد كه «و امّا ما ينفع النّاس فيمكث فى الارض»، اين بناى استوار كه هندسهى آن الهى است، بناى آن هم با دست يك مرد الهى است، بقاء آن هم با ارادهى اين ملت عظيم و با ايمان اين ملت عظيم است، استوار خواهد ماند و انشاءاللَّه اين درخت روزبهروز ريشهدارتر خواهد شد و خواهيد ديد كه اين مخالفان، اين كسانى كه با اين بنا، با اين حق و حقيقت مخالفت ميكنند، «فيذهب جفاء»؛ اينها در مقابل چشم شما انشاءاللَّه نابود خواهند بود.
اميدواريم خداوند متعال قلب مقدس ولىعصر را نسبت به همهى ما مهربان بفرمايد و دعاى آن حضرت را شامل حال ما بفرمايد و ارواح طيبهى شهدا و روح امام بزرگوار را انشاءاللَّه از ما راضى كند.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
سبزها و توهين به امام؟ محال است!

حادثهاي اتفاق افتاده، در تجمع سبزها، عكس امام را پاره كردند و آتش زدند. صداوسيما كه هميشه متهم است واقعيات را نميگويد و صداي معترضان را به مردم نميرساند، اين بار گزارشي از آن واقعه را نشان داد، آن وقت مدعيان خط امام و سبزهاي محترم و بزرگان سبز و بلاگرهاي سبز، به جاي آنكه درباره آن ماجرا و آن حادثه صحبت بكنند و خير سرشان آنرا محكوم كنند و به جاي آنكه يك بار و فقط يك بار در اين چند ماه گذشته از شعارها و حركات ضدانقلابي و ضدامامي حاميان خود برائت بجويند، از صداوسيما طلبكار شدهاند كه چرا باطن واقعي برخي از سبزها را به مردم نشان داده است؟! (انگار دانستن هميشه هم حق مردم نيست!)
تصويري از فيلم نمايش داده شده در VoA در روز 16 آذر
اول از همه شيخ اصلاحات بود كه به جاي محكوم كردن اين اقدام، مدعي شد فيلم پخش شده از تلويزيون مونتاژي بوده است! بعد از كروبي بقيه اصلاحطلبان هم يك به يك پخش اين تصاوير را از تلويزيون محكوم كردند و نه البته خود آن اقدام را. موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني هم كه معمولا موقع اهانت به سيدحسن خميني خونش به جوش ميآيد، اينبار بعد از چند روز سكوت به صحنه آمد و باز به جاي محكوم كردن اقدام سبزهاي ضدامام، صداوسيما را محكوم كرد!
روزنامه جمهوري اسلامي هم كه اخيرا ميرحسين موسوي را به مقدسات خود و به خط قرمز اصلي خود، يعني هاشمي رفسنجاني اضافه كرده، براي احياي آبروي موسوي با او تماس گرفت و نظرش را درباره اهانت به امام پرسيد. موسوي هم مثل بقيه دوستانش آنرا مشكوك دانست! بلاگرهاي سبز هم مثل بزرگان دنياي حقيقي خود، اين مساله را به كنفرانس برلين و كارناوال روز عاشورا ربط دادند، اما يك اشاره كوچك هم به اين مساله نكردند كه چرا بايد در ميان آنها، افرادي وجود داشته باشند كه به امام توهين كنند؟
جالبتر از همه اينها، آقاي شيخ يوسف صانعي كه مثلا مرجع تقليد است و قرار است رفتار و گفتارش بر اساس عدالت باشد، خيلي راحت سبزهاي ضدامامي را تبرئه كرد و همه آن توهينها را به طور يقين به طرف مقابل نسبت داد و نه حتي به صورت احتمال! وقتي مرجع تقليد اين جماعت اينطور قضاوت كند، آن وقت چه انتظاري بايد از مقلدان سياسي او داشته باشيم؟ البته ظاهرا در اين مورد خاص، جناب مرجع تقليد از مقلدان خود تقليد كرده است. چون اين جماعت مدتهاست كه خشونت حاميان خود را به طرف مقابل نسبت ميدهند. قبلا هم ميرحسين موسوي اقدام حاميان سبزپوش خود را در آشوب و آتش زدن بانكها و اتوبوسها، به بسيج و بسيجيان و لباسشخصيها نسبت داده بود!
حقيقتا نميدانم اين آقايان و خانمهاي اصلاحطلب و سبز، به دنبال چه چيزي هستند؟ چرا با خودشان تعارف دارند؟ آيا درك اين مساله كه در ميان سبزها، عدهاي هرچند اندك وجود دارند كه مخالف با انقلاب و امام هستند، خيلي سخت است؟ چرا حتي در مسالهاي چون اهانت به امام خميني هم نگران از دست دادن هواداران افراطي خود هستند و حاضر نيستند كمترين واكنشي به آنها نشان بدهند؟ چرا يك بار هم كه شده با خودشان خلوت نميكنند و تعارفات سياسي و جناحي را كنار نميگذارند.
فرض كنيم پيروزي در انتخابات آنقدر مهم است كه آنها نميتوانند به خاطر مصالح جناحي، شكست خود را باور كنند، اما آيا امام خميني و ارزشهاي انقلاب اسلامي هم جزو مسائل سياسي و جناحي و گروهي است كه به راحتي از كنار اين توهينها ميگذرند؟ چشمها را بستن و حقيقت ماجرا را نديدن و همه تقصيرها را گردن ديگران انداختن، چه مشكلي را حل ميكند؟ اصلا فرض كنيد همهي اهانتهاي صورت گرفته توسط اصلاحطلبان از گذشته تا حال، از طرف ما بوده، آيا مدعيان خط امام حاضرند آنرا محكوم كنند؟ اگر واقعا حاضرند، ما همه اين اتهامات را به گردن ميگيريم!
ما توهين چند سال پيش روزنامه اصلاحطلب و خط امامي «حيات نو» را به امام خميني به عهده ميگيريم! كار خودمان بود. ما اعتراف ميكنيم كه اكبر گنجي هم نفوذي ما در جريان اصلاحات بود و به دستور مستقيم ما گفته بود «اكنون انديشههاي خميني را بايد در موزههاي تاريخ جستجو كرد!» ما مسئوليت حملات پياپي رسانههاي اصلاحطلب را به انديشههاي امام خميني به عهده ميگيريم. ما آتش زدن عكس امام خميني را هم در مراسم 16 آذر امسال به عهده ميگيريم و اعتراف ميكنيم در ميان حاميان سبزپوش موسوي نفوذ كرده بوديم تا آنها را بدنام كنيم! (چون بعضي سبزها ادعا ميكنند كه اقدام تلويزيون در پخش اين تصاوير، براي ضربه زدن به نخست وزير امام بوده است! معلوم ميشود كه اين آدمها امام را براي خودشان ميخواهند، نه برعكس، چون براي موسوي بيشتر ناراحتند تا امام خميني!) اصلا حالا كه قرار است اعتراف كنيم، همه جملات زير هم كار خودمان بوده كه با نفوذ به رسانههاي اصلاح طلب آن را منتشر كرده بوديم:
«حكومت ولايي با حكومت جمهور در تعارض است» (راه نو 3 مرداد 77) «نظريه كشف در باب ولايت فقيه (ديدگاه امام خميني) غيرعلمي و مخالف امنيت ملي است» (روزنامه جامعه 29 تير 77) «جامعه ولايي انحصارگر و مستبد است» (پيام هاجر ارديبهشت 77) «ولايت فقيه يعني خودكامگي و توسعه سياسي نفي خودكامگي است» (نشريه آبان 10 مرداد 77) «نظريه عينيت سياست و ديانت (ديدگاه امام خميني و شهيد مدرس) زاييده افكار عاميانه و قديمي است» (نشريه آبان شهريور 77) «امام خميني و شهيد نواب صفوي خشونتگرا و كسروي و حكيميزاده اصلاحطلب بودهاند!» (روزنامه نشاط اسفند 77) «ولايت فقيه همان ديكتاتوري صالحان است و نظام جمهوري به عنوان دستاورد بزرگ بشريت، بهترين راه براي جلوگيري از ديكتاتوري است» (روزنامه خرداد، مهرماه 78) «قطع رابطه با آمريكا، خواسته تحميلي يك نفر بر كل مردم ايران است، دوران تكگويي به سر آمده است» (هفته نامه آبان شماره 265) «مباني و اصول آيت الله خميني كه متكي به فقه و سنت شيعه است، ديگر كارآمد نيست» (يوسفي اشكوري روزنامه جهان اسلام 11 خرداد 78)
حالا راضي شديد؟ این البته تنها بخش کوچکی از توهینهای صورت گرفته به امام خمینی بود. اينها توهين به عكس امام نبود، توهين به انديشههاي امام بود. اتفاقا حرف ما اين است كه مشكل اصلي اين جماعت همان انديشه امام است. اين توهينها هم از طريق تلويزيون پخش نشده بودند، بلكه توسط رسانهها و روزنامههاي دوم خردادي منتشر شده بودند. پس آقايان و خانمهاي سبز! بياييد و براي يك بار هم كه شده اين اهانتها را محكوم كنيد. براي يك بار هم كه شده طلبكاري خودتان را از امام و انقلاب و از مردم كنار بگذاريد. براي يك بار هم كه شده عناوين و القاب 20 سال پيش خود را كنار بگذاريد و يار امروز امام باشيد.
اينكه روبروي هم بنشينيد و القاب و افتخارات گذشته خود را به همديگر تعارف كنيد و به ياد همديگر بياوريد و خودتان را خط امامي بناميد، چه مشكلي را حل ميكند؟ تا كي قرار است با القاب 20 سال پيش زندگي كنيد؟ اينكه براي رسيدن به مقاصد جناحي و سياسي، خود را يار و ياور هميشگي امام بدانيد، آن وقت كاري كنيد كه در ميان حاميان شما به امام بد بگويند و به او اهانت كنند، طبق چه معياري پذيرفتني است؟ اصلا چرا اين جريان بايد آنقدر بيدر و پيكر باشد كه هر كسي حتي مخالف امام و اهانتكننده به امام هم عضوش باشد؟
ميتوان به هر بهانهاي و براي توجيه امروز خود، ادعا كنيم كه تنها ياران واقعي امام ما بوديم و ما هستيم. ميتوان تا هميشه تاريخ خودمان را نخستوزير امام بدانيم و به دشمن امام هم نامه بنويسيم! ميتوانيم سر خود كلاه بگذاريم و همه اينها را توطئه براي حذف ياران امام بدانيم، مشكلي نيست اما مطمئن باشيم كه امروز با بيست سال پيش و ده سال پيش خيلي فرق دارد. مردم ايران هم خيلي با گذشته فرق دارند. اگر مردم روزي بخاطر احترام به امام، به وابستگان ايشان با هر طرز تفكري علاقه داشتند، امروز ديگر براي آدمهايي از جنس كروبي و موسوي سينه نميزنند. چرا كه مردم عقلشان را تعطيل نميكنند و ديگر به خاطر القاب و عناوين كسي را تقديس نميكنند. امروز رفتار و گفتار آدمهاست كه مورد قضاوت قرار ميگيرد. اصلاحطلبان هم اگر واقعا ميخواهند دوباره مورد اقبال مردم قرار بگيرند بايد فكري براي اين مشكل خود بكنند. يا حمايت اقليت افراطي خود را بخواهند يا حمايت اكثريت مردم ايران را.
منبع نشریه الکترونیکی مبین
حضور گسترده دانشجويان در حرم امام (ره)

دانشجويان دانشگاههاي تهران و اعضاي 4 اتحاديه بزرگ دانشجويي اعم از دفتر تحكيم وحدت، اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل، بسيج دانشجويي و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان در اعتراض به اهانت به ساحت امام خميني(ره) امشب پس از اقامه نماز مغرب و عشا در حرم معمار كبير انقلاب به تجمع كردند.
دانشجويان معترض با شعارهاي انقلابي چون "موسوي كروبي اين آخرين پيام است "، "دانشجوي مسلمان آماده قيام است "، "حرم جماران شده "، "موسم پيمان شده "، "ما همه نسل حيدريم "، "مطيع امر رهبريم "، "موسوي مجرم است، محاكمه لازم است "، "اين همه لشگر آمده "، "به عشق رهبر آمده " به حمايت از آرمانهاي انقلاب و امام(ره) و رهبري پرداخته و خواهان محاكمه سران فتنه هستند.
دانشجويان همچنين دستنوشتههايي با مضمون «مرگ بر آمريكا»، «دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد»، «لبيك يا خامنهاي لبيك يا حسين است» و... در دست داشتند.
اين دانشجويان همچنين شعارهايي با مضمون «عشق فقط يك كلام خامنهاي والسلام»، «خميني شاهد باش ما اعتراض كرديم»، «مرگ بر منافق»، «مرگ بر اسلام آمريكايي»، «مرگ بر موسوي»، «مرگ بر خاتمي» و «مرگ بر ...» سر ميدادند.
در اين تجمع حجتالاسلام والمسلمين محمديان رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها، سعيد سليماني دبير شوراي تبيين مواضع بسيج دانشجويي دانشگاههاي تهران بزرگ، روحالله حسينيان نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و مهدي طوسي دبير اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل طي سخناني جداگانه با محكوم كردن توهين به ساحت مقدس امام خميني (ره) به ايراد سخن پرداختند.
در انتهاي اين تجمع بيانيهاي دانشجويان نيز قرائت شد.
سردار علي فضلي، مهدي كوچكزاده، الياس نادران، حسين فدايي، حسن غفوريفرد، محمد كوثري و حميد رسايي نمايندگان تهران در مجلس نيز در اين تجمع شركت كردهاند.
پاسخ رسانه ملی
به نامه موسسه نشر آثار امام (ره)

قائم مقام سازمان صدا و سیما به نامه قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (رض) درخصوص اقدام صدا و سیما در انعکاس بی احترامی معدودی از افراد به ساحت امام راحل عظیم الشان، پاسخ داد.
به گزارش واحد مرکزی خبر، متن پاسخ دکتر دارابی به آقای حمید انصاری به این شرح است:
برادر گرامی جناب آقای حمید انصاری
قائم مقام محترم مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره)
سلام علیکم
نامه جنابعالی به رئیس محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در خصوص حوادث 16 آذر سال جاری و اسائه ادب و هتک حرمت نسبت به ساحت حضرت امام خمینی (ره) واصل شد. از اینکه مؤسسه تنظیم و نشر آثار پس از ماه ها سکوت و مشاهده هجوم سامان یافته استکبار جهانی با پشتیبانی برخی خواص ناآگاه و همراهی عناصر فتنه به بنیان های مرصوص رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) با تأخیر بس فراوان اقدام به واکنش کرده است، آن را به فال نیک می گیریم.
جنابعالی در نامه خود که قبل از وصول در پایگاههای اطلاع رسانی بازتاب یافته بود، آنقدر از هتک حرمت و اسائه ادب به ساحت مقدس حضرت امام خمینی (ره) برآشفته شدید که اصل موضوع را «دروغ بیّن و مسلم» انگاشتید. استدلال شما هم عدم گزارش شبکههای ماهوارهای و دیگران از پاره شدن تصویر امام (ره) بوده است . تردیدی نیست که برای همه عاشقان و دوستداران انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) بروز چنین واقعه ای یک عزا و سوگ بزرگ است و باید نه تنها ملت ایران بلکه امت اسلام و بالاتر جهان بشریت در این حادثه به سوگ بنشیند. اما آگاه باشید که متأسفانه این حادثه واقعی است و با کمال تأسف بسیاری از شبکههای تلویزیونی بیگانه تصاویر و گزارشهای مشروح تری را در این خصوص با آب و تاب پخش کردهاند.
جناب انصاری !
- اگر آن موقع که برخی مدعیان اصلاح طلبی که امروز هم صدا با ضد انقلابیون فراری و خوانندگان دوران ستم شاهی علیه نظام اسلامی و ارزشهای آن متحد شدهاند و از سپردن افکار و اندیشه های امام خمینی (ره) به موزه ها سخن میگفتند، شما و دوستان مؤسسه موضع گیری به موقع می کردید،
- اگر در روز جهانی قدس ـ که امام خمینی (ره) آن را روز اسلام و روز رسول ا... (ص) نامیدند ـ شعارهای انحرافی «نه غزه، نه لبنان» را سر دادند، موضع گیری میکردید،
- اگر در روز 13 آبان روز مبارزه با استکبار جهانی ـ که امام خمینی (ره) آن را انقلاب دوم و بزرگتر از انقلاب اول نامیدند و همچنین فرمودند: «خط این بود که اصلاً آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا آمریکا منسی بشود.» ـ در ارتباط با شعارهای انحرافی از قبیل مرگ بر روسیه و... موضع میگرفتید،
- اگر «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره)» در برابر شعار اغتشاشگران و عوامل فتنه که خواهان «جمهوری ایرانی» بودند موضع گیری می کرد و جمهوری اسلامی را که امام خمینی (ره) فرمود: «نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم» حمایت و پشتیبانی می کردید و صراحتاً برائت خود را از شعارهای ساختار شکنانه اعلام می نمودید،
- اگر شما در برابر فتنه گران که نظام اسلامی را که امام خمینی (ره) حفظ آن را اوجب واجبات برشمردند موضع می گرفتید،
- اگر شما در برابر اهانتهای مکرر اغتشاشگران بهاصل ولایت فقیه که امام خمینی(ره) آن را مترقیترین اصل قانون اساسی برشمردند و فرمودند مخالف دیکتاتوری است و پشتیبانی از آن ضامن سلامت و آسیبناپذیری نظام است، موضعگیری میکردید،
- و دهها اگر دیگر، امروز شاید شاهد این روزها و چنین صحنههایی نبودیم.
جناب آقای انصاری !
از شما و مسئولان مؤسسه تنظیم و نشر آثار که بزرگترین افتخار زندگی خود را خدمت در آن مؤسسه میدانید، انتظار می رفت و می رود که مسئولانه و به دور از پارهای ملاحظات سیاسی و رودربایستیهای معمول، در چنین شرایط حساس و خطیر شجاعانه وارد عمل شوید و به بازخوانی دوباره مواضع و دیدگاههای امام عزیز همت گمارید و به موقع اقدام کنید و خود را مخاطب اول این فرمایشات امام خمینی (ره) بدانید که فرمودند:
«... مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده میشود و با این نشانه گیریهایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود، از اهم واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمیکند ...» (صحیفه - ج19 - ص153)
«... این مسئله که نظام در اهداف خود جدی است و با هیچکس شوخی ندارد و در صورت به خطر افتادن ارزشهای اسلامی با هر کس در هر موقعیت قاطعانه برخورد می نماید، باید به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر برای تمامی دست اندرکاران و مردم تبلیغ شود ... » (صحیفه - ج21- ص 339)
«... من به بعضی از مسئولین هشدار می دهم که به شدت باید مراقب بود که خدایی ناکرده آب به آسیاب دشمنان نریزیم و آنان را با اقوال و جبهه گیریهایمان شادمان نگردانیم . ... و اگر مصلحت نظام و اسلام سکوت است، دردمندانه سکوت کنید که اجر سکوت برای پیشبرد اهداف نظام و اسلام به مراتب بیشتر از دفاع از اتهام وابستگی است. ...» (صحیفه امام - ج21 - ص 156)
جناب انصاری !
همه ما باید در روز رستاخیز و در پیشگاه عدل الهی، شهیدان و امام خمینی (ره) پاسخگو باشیم و بخصوص شما که مسئولیت حفظ و اشاعه اندیشه ها و آثار امام خمینی (ره) را بر عهده دارید. رسانه ملی که شما آن را متهم به انتشار دروغ مسلم و بیّن می کنید همان رسانه ای است که بارها از سوی مؤسسه و یادگاران امام به دلیل اشاعه و ترویج افکار و اندیشه های امام به خصوص آشنا سازی بیشتر جوانان با معمار کبیر انقلاب مورد تأیید و تجلیل قرار گرفته است.
از جنابعالی انتظار می رفت که به جای حمله به صدا و سیما، هتاکان و اغتشاشگران را که نه تنها تصویر امام، بلکه اندیشه، آرمان و میراث ماندگار او را نشانه رفتهاند مورد انتقاد قرار دهید و اعلام بیزاری نمایید.
از خداوند سبحان بصیرت، زمان شناسی، احساس مسئولیت و عمل حقیقی به رهنمودهای تاریخ ساز و پاسداشت میراث گرانبهای آن یگانه دوران را برای همگان خواهانیم.
با آرزوی سلامتی و طول عمر رهبر معظم انقلاب اسلامی
علی دارابی
قائم مقام رئیس سازمان
اعتراض برخي از دانشجويان دانشگاه تهران
به عملکرد صدا و سیما و رییس دانشگاه

حامیان موسوی امروز در دانشگاه تهران اعلام كردند تا زمان استعفای فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران تحصن میكنند.
به گزارش فارس، عدهای از حامیان موسوی كه روز گذشته در پشت اصلی دانشگاه تهران تجمع اعتراضآمیز برگزار كرده بودند، از ساعت 12 امروز در اعتراض به اقدام صدا و سیما درباره اهانت به تمثال امامخمینی(ره) از مقابل دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران تجمع خود را آغاز كرده و با همراه داشتن نمادهای سبزرنگ و در دست داشتن تصاویر زندانیان سیاسی و سر دادن شعارهای «خاتمی، خاتمی»،«یا حسین، میرحسین» از مقابل مسجد دانشگاه تهران عبور كرده و در پشت در اصلی دانشگاه تهران به سردادن شعارهای خود ادامه دادند.
از نكات جالب در این تجمع آن بود كه در این بین تعدادی از حامیان موسوی بادكنكهای سبز را همراه خود داشتند.
در ساعت 13:10 حامیان موسوی در اصلی دانشگاه تهران را ترك كرده و به سمت دانشكده فنی حركت كردند. در این بین حامیان موسوی مقابل دوربینهای واحد مركزی خبر كه در حال تصویربرداری از حاشیههای تجمع در دانشگاه تهران بود، ایستاده و شعارهای «ننگ ما، ننگ ما، صدا و سیمای ما» ،« بیست و سی حیا كن دانشگاهو رها كن» را سر دادند.
در ادامه این تجمع حامیان موسوی با حضور در مقابل دانشكده فنی دانشگاه تهران به حالت تحصن در مقابل این دانشكده نشسته و اعلام كردند تا فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران استعفا ندهد به تحصن خود ادامه خواهند داد و با سر دادن شعارهای «دانشجوی با غیرت حمایت حمایت» ،«تا استعفا نگیری سر كلاس نمیریم» سعی داشتند سایر دانشجویان را كه تماشاگر این تجمع بوده و دور آنان ایستاده بودند را به این تحصن ترغیب كنند.
در این بین كه دوربینهای واحد مركزی خبر در حال تصویربرداری بود ناگهان عدهای از حامیان موسوی به این دوربینها حمله كرده و خبرنگار واحد مركزی خبر با دیدن هجوم آنها به سمت خود، به سمت جنوب دانشگاه تهران حركت كرد و مسئولان حراست دانشگاه با قرار گرفتن در مقابل حامیان موسوی از ادامه حركت آنها به سمت این خبرنگار جلوگیری كردند.
پس از این اقدام حامیان موسوی، نماینده انجمن اسلامی دانشگاه تهران در سخنانی گفت: طبق دموكراسی، رئیس دانشگاه باید به صورت آزادانه انتخاب شود و تمامی دانشجویان سبز با آزادی سبز موافقند و تا فرهاد رهبر رئیس فعلی دانشگاه تهران استعفا ندهد و یا از دانشجویان عذرخواهی نكند هر روز در دانشگاه تهران همین بساط برپا خواهد بود.
تجمع حامیان موسوی در ساعت 14 به پایان رسید و آنها به نشانه اعتراض در راهروهای دانشكده فنی حضور پیدا كرده و در كلاسهای درس خود حاضر نشدند.
بيانات رهبری در ديدار جمع كثيرى از بسيجيان كشور

هفتهى بسيج هم يك مقطع مهم است؛ يك يادبود بزرگ است. خوب، هفتههاى زيادى را اعلام كردند، داريم در طول سال؛ اما اين يكى يك امتيازات استثنائى دارد؛ چرا؟ چون خود بسيج يك استثناء است؛ يك حادثهى بىنظير است. اينى كه در يك كشور، از يك حقيقت، از يك نظام، مردم با همهى وجود خودشان، با بهترين عناصرشان، با مؤمنترين انسانهايشان دفاع كنند و حد و مرزى در عرصههاى مختلف جهاد و دفاع نشناسند، در جاى ديگرى من سراغ ندارم؛ لااقل در اين دنياى نزديك به زمان خودمان - كه دنياى انقلابها و تحولها و نظامهاى گوناگون بوده - بنده چنين چيزى را سراغ ندارم؛ اين مخصوص انقلاب ماست؛ و اين دل نورانىِ امام بزرگوار ما بود كه به اين حقيقت دست يافت و به الهام الهى و به كمك الهى اين را تحقق بخشيد و زمينهى عظيمِ دلهاى منور مردم مؤمن، يك چنين محصولى را به انقلاب داد. بسيج اين است.
وقتى با حقيقت معنا به بسيج نگاه شود، بسيج رمز پايدارى
ادامه مطلب...






مسئولان امر به معروف و نهي از منكر استانهاي حزب مؤتلفه اسلامي در محكوميت اهانت فرقه موسوي به امام(ره) طي اطلاعيهاي تاكيد كردند: مسئولان قضايي با قانون پاسخ اهانت كنندگاه به امام را بدهند.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری برنا به نقل از روابط عمومي حزب موتلفه اسلامي، مسئولان امر به معروف و نهي از منكر استانهاي حزب مؤتلفه اسلامي در محكوميت اهانت فرقه موسوي به امام(ره) اطلاعيهاي صادر كرد كه اين اطلاعيه به شرح زير است:
انالله و انا اليه راجعون
این آقایان معتقد به گفتمان امام هستند؟
مردم آگاه ايران
روز 16 آذر روز مبارزه با استكبار جهاني و روز مبارزه با استبداد پهلوي عدهاي دانشجونماي وابسته به فرقه موسوي با اهانت به ساحت مقدس امام (ره) در دانشگاه تهران قلب امام زمان(عج) و مراجع عاليقدر و رهبر عظيمالشان انقلاب و امت حزبالله را به درد آوردند.
امام خميني(ره) قهرمان مبارزه با استبداد پهلوي روز 16 آذر توسط كساني مورد جسارت قرار ميگيرد كه از طرف آمريكا مامور حمله به نظام و مقدسات اسلامي هستند.
متاسفانه اين رويداد تلخ و دردآور در برخي دانشگاههاي ديگر در واكنش به حضور حماسي دانشجويان خط امام و رهبري هم ديده شده كه توسط رسانههاي دشمن بويژه امريكا و انگليس و رژيم صهيونيستي نيز انعكاس داشته است.
ما مسئولان امر به معروف و نهي از منكر استانهاي حزب مؤتلفه اسلامي از مسئولان قضايي ميخواهيم اين اهانت را با قانون پاسخ دهند از ائمه و جماعات و نيز مراجع عاليقدر ميخواهيم با موضعگيري روشنگرانه خود به حيات فرقه ضاله موسوي پايان دهند تا ديگر شاهد اين اهانتها نباشيم.
از مجمع روحانيون مبارز و نيز برخي كه سكوت در برابر اين واقعه دردناك پيشه كردهاند ميخواهيم با موضعگيري صريح از اين اهانت نابخشودني تبري جويند و اهانتكنندگان را محكوم نمايند.
ما از موسوي نااميد هستيم چرا كه رژيم صهيونيستي او را از سرمايههاي خود در تهران ميداند. ما احتمال بازگشت او به دامن ملت را بعيد ميدانيم چرا كه كاخ سفيد و مقامات انگليسي صريحا حمايت از او را اعلام كردهاند.
لذا از اندك كساني كه هنوز فكر ميكنند او به خط امام(ره) پايبند است ميخواهيم با تبري از وي و فرقهاش دنيا و آخرت خود را نجات دهند.
در پايان از خداوند متعال ميخواهيم شر اجانب و عمال داخلي آنها را به خودشان برگرداند و ملت مظلوم ايران را در پناه خود قرار دهد.
خبرگزاری برنا
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
امام هادى علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوار خود، در محیطى بسیار سخت و در وضع بسیار دشوار مىزیست و هم عصر حكومت«متوكل» بود كه به دشمنى با امام(ع) و تعقیب یاران وى و در هم شكستن پایگاههاى او زبانزد بود و هر روز در اینگونه اعمال پیشتر مىرفت و در دستگاه حاكم نیز این بد رفتاریها گسترش مىیافت تا آنجا كه متوكل خطر بحران حكومت خویش را احساس كرد و بر آن شد تا با دو روش توأمان در یك اقدام،از بحرانى تر شدن وضع جلوگیرى كند.
1- حمله بردن به یاران امام(ع) و پایگاه هاى او و آزردن آنان و از میان برداشتن آثار شیعیان، تا بیش از پیش آنان را دچار وحشت کند و خوار گرداند. او به این اعمال دست زد و تا بدانجا پیش رفت كه قبر امام حسین(ع) را ویران ساخت و آثار آن را از میان برد. (1)
2- امام(ع) را از پایگاه هاى او دور ساخت تا مقدمه آواره ساختن و پراكندن پایگاه هاى ایشان باشد، و سازماندهی آن را از بین ببرد و آنان را از پیروزى نا امید گرداند. متوكل دریافت كه اگر امام هادى(ع) از مراقبت او دور باشد یعنى در مدینه بماند، برای دولت او خطر بسیاری خواهد داشت. پس دستور داد آن بزرگوار را به سامره بیاورند تا حركات و سكنات ایشان را تحت نظارت داشته باشند.
متوكل به امام(ع) نامهاى نوشت و او را دعوت كرد كه با هر كس از خانواده و دوستان خود كه بخواهد به سامره بیاید. متوكل به نحوى به این اقدام دست زد كه امت بر او نشورد. این روش همان بود كه خلیفگان پیش از او نیز عمل كردند. مامون نیز با حضرت رضا(ع) همچنین با حضرت جواد(ع) به همین روش اقدام نمود و كوشید آنان در محیط دستگاه دولت به سر برند تا زیر نظر نگاهبانان قصر باشند.
متوكل به وسیله یحیى بن هرثمه، یكى از فرماندهان ارتش خود، نامهاى به امام فرستاد و سپاهى با یحیى همراه كرد تا به مدینه روند و فرمان داد تا خانه امام را بازرسى كنند و در پى مدركى باشند كه امام را محكوم به توطئه و اقدام علیه دولت او كند، سپس او را به سامره آوردند.
وقتى مردم مدینه از موضوع آگاه شدند، سر و صدا راه افتاد و عمل«پسرهرثمه» را محكوم داشتند تا جائی كه ابن هرثمه كوشید آنان را خاموش سازد و نزد آنان سوگند یاد كرد كه دستورى كه متضمن آسیب رسانیدن بهامام(ع) باشد ندهد. (2)
این امر دلیل آگاهى مردم مدینه از سوء نیت حكمرانان نسبت به امام بود.
«ابن هرثمه» گوید:« سپس سراى او را بازرسى كردم و در آن جز تعدادی قرآن و دعا و كتب علمى چیزى نیافتم."(3)
امام هادى (ع) همراه فرزند خود«عسكرى» نوجوان، با ابن هرثمه، مدینه را به سوى سامره ترك كرد. یك روز پس از رسیدن به سامره، متوكل، امام(ع) را دعوت كرد و یاران متوكل به استقبال امام رفتند و متوكل نیزشرایط تعظیم و تكریم بجاى آورد و احترامات خود را به امام(ع) ظاهر داشت؛ سپس او را به منزلى فرستاد كه پیشاپیش براى وى آماده كرده بود.
متوكل با این روش مزورانه، خواست برنامه سیاسى و دشمنى دیرینه خود را با امام(ع) زیر پوشش قرار دهد. متوكل با احضار امام(ع) وى را به اقامت اجبارى ملزم ساخت و واداشت تا زیر مراقبت شدید كاخ، زندگى كند.
ادامه مطلب...
آنچه که گفته ميشود به عنوان ثبت در تاريخ، اين اگر چه که حقيقتي در وراي آن وجود دارد - که اشاره خواهم کرد - اما مهمتر از آن ثبت در کتاب کرامالکاتبين است؛ ثبت در صحيفهي نوراني صديقين و بندگان صالح خداست؛ آن چيزي که براي آن جا دارد هر انساني همهي لحظات زندگي خود را به كار بيندازد و تلاش خود را براي آن مصروف کند؛ اين هماني است که اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در آن لحظهي آخر فرمود: «و لمثل ذلک فليعمل العاملون». اگر تلاشي از انسان بناست سر بزند، چه بهتر که هدفِ آن تلاش، يک چنين جايگاهي، يک چنين رتبهاي باشد.
ادامه مطلب...
دیدار صمیمی دادستان استان فارس جناب آقای سیاوش پور با مردم محله عادل آباد
در مورخه ۱۹ آبان ۸۸ دادستان استان فار جناب آقای سیاوش پور هنگام نماز مغرب و عشا
با حضور در جمع نمازگزاران در مسجدصاحب الزمان (عج) عادل آباد .
پاسخگوی سئوالات مردم بودند
لذا با توجه به اطلاع رسانی که توسط کانون فرهنگی شهید جهاندیده که از چند شب قبل با چاپ تراکت در محل انجام داده بود استقبال اهالی عادل آباد در مسجد نیزچشمگیر بود.
همچنین اهالی محله عادل آباد که نامه هایی جهت پیگیری داشتند با مراجعه در همان مکان توسط هیئت همراه ایشان بررسی میگردید.
امید است که طبق فرمایشات مقام معظم رهبری همه دستگاهای خدمتگذار در امر پاسخگویی به مردم فهیم کوشا باشند.
تصاویر زیر را که مشاهده میکنید اکثراْ متعلق به حدود سالهای ۱۳۰۰تا ۱۳۲۰ میباشد
قابل توجه دوستان شیرازی برای اینکه با شهر قدیم شیراز آشنا بشوید برآن شدیم تا
تصاویر ویژه ای را در بخش هنر و ادبیات به نمایش بگذاریم .
شما هم میتونید به ما کمک کنید تا این محل ها را بهتر بشناسیم .لطفاْ در صورت شناسایی
محل عکس طبق شماره در بخش نظرات وبلاگ برا ما یاداشت بگذارید.
با سپاس فراوان
عکس شماره ۱

عکس شماره ۲

عکس شماره ۳

عکس شماره ۴

عکس شماره ۵
این چند تا عکس جالب را هم ببینید

به توپ بستن مجرم در شیراز

دار زدن عسکر خان از اشرار شیراز در سال ۱۲۹۰

شکار چیان شیر در دوره قاجاریه

دار زدن همراه با تیرباران مجرم در شیراز در دوره قاجاریه

پهلوانان در دوره قاجار

طبابت در دوره قاجار

مجلس وعظ در ارگ کریم خان زند
منتظر بعدی ها باشید
با نظرات خود مارا یاری رسانید
آشنايى با امام رضا
دوست عزيزم!
سايت يا پايگاهى كه تو در آن قرار دارى ، پايگاه امام رضا عليه السلام است.
ما در اين جا مى خواهيم تو را با امام رضا (ع) آشنا كنيم، حرم و شهر امام رضا (ع) را به تو بشناسانيم. برايت از زيارت امام بگوييم و داستانهايى را از زندگى ايشان بازگو كنيم. پس مى توانى با رفتن به بخشهاى گوناگون اين پايگاه از اطلاعات گسترده اى كه در اختيارت قرار مى گيرد، استفاده كنى .
حتما مى دانى كه ما شيعيان دوازده امام داريم. يعنى معتقديم كه پس از رحلت پيامبر اسلام (ص)، دوازده پيشواى معصوم براى راهنمايى مردم معرفى شده اند. براى همين است كه ما را دوازده امامى يا اثنى عشرى مى نامند. آيا نام اين دوازده امام را مى دانى ؟
براى آشنايى تو با نام و تاريخ ولادت و شهادت اين دوازده امام، جدولى تهيه كرده ايم كه مى توانى با امامان معصوم آشنا شوى.

ادامه مطلب...
شما هم حكایت های بسیاری درباره آیه مشهور «وجعلنا من بین ایدیهم... » شنیده اید اما داستان روزهای دفاع مقدس خواندنی تر است
«وجَعلنا مِن بین ایدیهِم سَدا و مِن خَلفِهم سَدا، فاغْشَیناهُم فهَم لایبُصِرون»؛» برابرشان دیواری کشیدیم و در پشت سرشان دیواری و بر چشمانشان نیز پرده?ای افکندیم تا نتوانند دید»
مطلب را در ادامه مرور كنيد
ادامه مطلب...




































